اکسیژن توسعه یا کلید آزمون و خطا!
بقلم: دکتر حسنعلی معینی (پژوهشگر اقتصاد بینالملل)
شاید تا دو دهه پیش، اگر کسی از «قطع شدن اینترنت» سخن میگفت، ذهنها نهایتاً به سمت تأخیر در ارسال یک ایمیل یا تند نشدن ویترین یک وبسایت ساده میرفت. اما امروز، در سال ۱۴۰۴، صحبت از اینترنت، صحبت از یک «کالای فانتزی» نیست؛ ما درباره «ستون فقرات» اقتصاد ایران حرف میزنیم.
به عنوان یک تحلیلگر، وقتی به اعداد و ارقام خسارتهای ناشی از اختلالات شبکه نگاه میکنم، بیش از آنکه نگران ترازنامهها باشم، نگران «اعتمادی» هستم که همچون بخار آب در حال برخاستن از کتری جوشان اقتصاد است. در ادامه، سه زاویه پنهان از تأثیر قطعی اینترنت بر پیکره اقتصاد ملی را بررسی میکنیم:
- فروپاشی معیشت سفید (کسبوکارهای خُرد)
برخلاف کارخانههای غولپیکر فولاد و سیمان که با قطع اینترنت ممکن است فقط در بخش اتوماسیون دچار کندی شوند، «اقتصاد دیجیتال» ایران که عمدتاً بر دوش جوانان و زنان خانهدار سنگینی میکند، با هر ساعت قطعی، دچار سکته ناقص میشود. هزاران کسبوکار خانگی که اینستاگرام و تلگرام را به عنوان «ویترین مجانی» خود انتخاب کردهاند، با هر اختلال، گویی با تبر به پیشخوان مغازهشان کوبیده میشود. اینها لایههای زیرین و بسیار آسیبپذیر جامعه هستند که اشتغالشان به یک تار مو (یا بهتر بگویم، به یک پهنای باند) بند است.
- هزینهی فرصت؛ سمی که دیده نمیشود
در علم اقتصاد، ما مفهومی به نام «هزینه فرصت» داریم. وقتی اینترنت قطع یا به شدت محدود میشود، فقط فروشِ آن روز از دست نمیرود؛ بلکه زنجیرهی لجستیک، سیستمهای انبارداری مدرن و مهمتر از همه، «زنجیره تأمین» دچار آشفتگی میشود. زمانی که یک تأمینکننده نتواند وضعیت بار خود را رصد کند یا یک صادرکننده از قیمتهای لحظهای بازار جهانی باز بماند، ما در حال عقبگرد به دوران «اقتصاد سنتی کُند» هستیم. در دنیایی که ثانیهها تعیینکننده سود و زیان هستند، ما نمیتوانیم با سرعتِ درشکه در مسابقات فرمول یک شرکت کنیم!
- فرار مغزها: از مهاجرت فیزیکی تا مهاجرت روانی
شاید دردناکترین بخش ماجرا از دیدگاه بنده، ناامیدی نخبگان حوزه IT باشد. وقتی متخصص جوان ایرانی حس میکند ابزار اصلی کار او (اینترنت پایدار) همواره در معرض تهدید است، انگیزهاش برای نوآوری خشک میشود. ما با قطع اینترنت، فقط دسترسی به چند سایت را نمیبندیم، بلکه به مغزهای متفکر کشور پیام میدهیم که مرزهای دیجیتال ما ناامن است. نتیجه؟ مهاجرتِ سرمایههای انسانی که جبران آن با هیچ تزریق نقدینگی و بودجهای ممکن نیست.
سخن پایانی
سیاستگذاران عزیز باید بدانند که اقتصاد، موجودی است هوشمند و به شدت ترسو. سرمایهگذار در جایی خانه میسازد که سقفش (زیرساختهای ارتباطی) لرزان نباشد. اینترنت برای اقتصاد امروز ایران، نه یک «انتخاب سیاسی»، بلکه «اکسیژن بیولوژیک» است. برای آنکه چرخ تولید بچرخد، باید اجازه داد جریان دادهها به صورت آزاد و پایدار در رگهای بازار جاری باشد.
باید بپذیریم که در عصر نوین، «امنیت ملی» با «امنیتِ اتصال به جهان» گره خورده است. قطع کردن اینترنت برای حل یک مشکل موقت، شبیه به بریدن سر برای رفع سردرد است؛ شاید درد ساکت شود، اما دیگر بدنی برای فعالیت باقی نخواهد ماند.
اخبار صنعت
تاریخ انتشار : 13 بهمن ۱۴۰۴